خشمگین
درسته دعوا دعواست ولی حواست باشه چه حرفی به طرف میزنی
بعضی حرفا زخم عمیقی به دل آدم میزاره که یادش نمیره و بدتر از تو جوابی بهت میده که دیگه راه برگشتی نباشه
دیروز با همسرم دعوا کردم
بخاطر اینکه بعد از دو روز اومدم عصر بگیرم بخوابم و یک ساعت نشده بیدارم کرد که پاشو ظرف بشور و من از سر درد و فشار گریم گرفت
اخه یعنی چی
من تو خونه خودم نباید استراحت کنم ارامش و داشته باشم
انگار کارگر بی مزد گرفتن
بعدم که گفتم نمیذاری بخوابم یه الم شنگه ای راه انداخت که اون سرش ناپیدا
بعدم گفت لیاقتت یکی مثل همون شوهر خواهر فلانته ....
وای خدا، وای خدا من کی انقد رو دادم کی انقد خودمو سبک کردم همچین حرفی بهم بزنه من زنتم اخهههه
هیچی منم بهش گفتم تو هم لیاقتت یکی مثل زن برادرته کار نکنه دوتا بچم بندازه به جونت خودش بره پی ددر رفتن
و گریم گرفت و رفتم تواتاق نشستم هرچی دیگه میتونستم بگم بلند بلند با گریه گفتم
موقع شامم پا شده همه چیو میکوبه به هم
گفتم جهازمو خراب نکن
پاشده رفته صندلی مامانش اورده گذاشته سر میز گفتم عه؟ اینجوریه غذا رم مامان من پخته نخور، پا شده رفته
بازم من اینقد ادم دل رحمیم براش کشdدم گذاشتم بعد بیاد بخوره
باید خ,دم تنها همشون میخوردم
هیچی کارامو کردم رفتم خوابیدم
نصف شب پا شدم دیدم تو حال خوابیده دیگه امپر چسبوندم
گفتم به جهنم اعصاب خودمو بریزم بهم چی بشه
گرفتم خوابیدم تا صبح امروزم یک کلمه باهاش حرف نزدم
شیطونه میگه جمع کنم برم خونه بابام
ولی دیگه جمع بشو نیست اگه اینکارو کنم
خیلی عصبانیم خیلی
ظهریم باید بریم ناهار خونه باباش اینا
جلو جاریم برام بخواد اینجور رفتار کنه بد میبینه . بددددد