کلافه
واقعا الان حرفای اون موقع های بابامو میفهمم که میگفت بذار توی زندگی بیوفتی قدر این لحظه هاتو میدونی انقدر سخت نگیر
راست میگفت
حیف که نه اون نیرو و هوش حواسو
کلافه کنندست
و دیگر جوان نمیشویم
نمیشه که بشویم از شوق هیچ چیزی هم به وجد نمی آییم :|
واقعا الان حرفای اون موقع های بابامو میفهمم که میگفت بذار توی زندگی بیوفتی قدر این لحظه هاتو میدونی انقدر سخت نگیر
راست میگفت
حیف که نه اون نیرو و هوش حواسو
کلافه کنندست
و دیگر جوان نمیشویم
نمیشه که بشویم از شوق هیچ چیزی هم به وجد نمی آییم :|
گاهی روان ادم فرو میپاشه
از خستگی از ضعف
من خیلی این اتفاق برام میوفته
نمیدونم چه بلایی سرم میاد و در کسری از ثانیه به این فروپاشی میرسم
دعوام شد با همسرم و ناخواسته بهش اسیب زدم
خیلی ناراحتم
اون خیلی صبوره
درسته اون لحظه خونه موندم و اون گذاشتو رفت ولی وقتی برگشت صحبت کردیم و حلش کردیم
بعضی اوقات رفتارم واسه خودمم عجیب میشه
امیدوارم همه چیز درست بشه
-----------
ظاهرا یادم رفت متن بالا رو پست کنم همینجور بستمش و رفتم :||||
----------
همه چی امنو امانه
همه این فشارا از خستگیه
باشگاهو شروع کردم باز ، دو روز اولی خیلی سخت بود الان روون تر شدم
تنشی با خانوادم ندارم ولی خب اگه مامانم حق به جانب همش از دوماد بزرگش حرف نزنه اتفاقیم پیش نمیاد . هرچند فکر میکنه فراموش کردم طرف کیه :)))
----------
پایان نامه... باید این یکی دوروز تموم بشه بارگذاریش کنم
باید
بااااااید
امیدوارم اون روز بیاد که بتونم اینو برات بفرستام و این گره ذهنی باز بشه
آخ کاش میشد بیشعور بودم و به عقاید همه توهین می کردم
انقدر که به عقایدم توهین میشه و هیچی نمیگم دیگه بریدم :))
این پسره ی روانی چرا منو فالو کرده؟
چی تو مغزشه؟
چرا پایان نامم تموم نمیشهههههه
چرا مجبورم برم باشگاه
چرا دوباره چاق میشم
چرا هیچی باب میلم نیست و دارم درجا میزنم؟
چرا کارای خونه تمومی ندارهههه
چرا باید برم سر کار
چخبره اینجا