دپ
وایب بد این روزا رو نمی تونم تحمل کنم
27 ام سالگرد ازدواجمونه
28 ام تولد خواهرم
تولدم رو بهم تبریک نگفت تصمیم گرفتم منم نگم
میدونم بازم فتنه میشه . اما اهمیت نمیدم.
اون مامان بابامو داره خواهرمو داره شوهرش و بچه هاش و یه عالمه ادم دیگه دورش داره که به سر براش میدوون حتی خود من...
ولی من کیو دارم؟ کیو داشتم؟
من ازش توقع داشتم و دلم شکست
حتی مامانمم بخاطر اون دلمو میشکنه
پس بذار همونا بهش تبریک بگن
به قول خود مامانم میگه ادم یه بچه برا خودش میخواد یکیم برای قضا و قدر روزگار
من برای قضا و قدرم
وگرنه با این تفاوت سنی بین خواهرام و پدر و مادرم
من تنها ترین نمیشدم
دوشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۵ | 9:43 | نازنیـن
|