پنجشنبه ، مهمانی

بله بنده بعد از یک سال و نیم موفق شدم پدر و مادرها و خواهر برادرامون رو به خونمون دعوت کنم و بابام برای اولین بار خونمو دید!

خیلی هزینش زیاد شد مجبور شدیم از سرو ته خرجای روز مره خودمون بزنیم تا این مهمونی رو بگیریم اما انقدررررررررر همه چیز خوب شد که باید بگم ارزششو داشت

یکی دوتا خسارت مالی هم افتاد گردنمون که بازم فدای سرشون :)

در کل خدا رو شکر

امیدوارم اتفاقات خوبی بیوفته!

Archive
Categories