37. خونه تمیز یک رویا
واقعا دلم میخواست برم خونه خونه تمیز باشه غذام اماده باشه بعد صرف غذا کمی استراحت کنم بعدم برم برای ورزش باشگاهی چیزی یا کتاب بخونم ...
ولی متاسفانه خونمون انگار وسطش بمب خورده ناهارم نداریم و من خیییییییلییییییییی کمبود خواب دارم و شوهرمم خیلی ددریه تا میایم کارا خونه رو انجام بدیم مبگه بریم بیرون پوسیدم تو خونه، انگار این خونه طلسم شده شلوغ و کثیف بمونه.
کاش یکی پیدا بشه ظرفای منو بشووووووره من از ظرف شستن متنفرم، همشم نمیشه بریزم همرو تو ماشین ![]()
چقد متاهلی سخته با هزار زحمت میشورم دوباره ظرف کثیف میشه ، بیچاره بابام همش ظرفارو برا مامانم میشست اذیت نشه . همینکارا رو کرد سکته کرد منم اخرش سکته میکنم
.
خوش به حال اینایی خدمتکار دارن براشون میشوره، کاش شوهرمم مثل بابام ظرفامو میشست ولی اخرین باری شست دستش بریدو بخیه میخواست یرای همین میترسم دیگه ... هعیییی لعنت خدایان به ظرف کثیف...
دلم میخواد 24 ساعت بی دغدغه توی خونه تمیز شده بخوابم و تمیز بیدارشم ، تمیز خیلی تمیز
همه جا برق بزنه...