72. ورشکستگی

زنگ زدم به شرکت قبلی، دارن ورشکست میشن!

خدارو شکر به موقع اومدم بیرون. فقط حقوق 2 ماه اخری که اونجا بودم مونده اونم وصول کنم دیگه هر اتفاقیم براشون بیوفته برام مهم نیست!

من نزدیک یکسال برای این ادما کار کردم، حتی شکایتم نکردم.

اخرشم مدیرمالی گفت این چندماه اخیر کار اموز بودی ولی ما حالا حقوقتو میدیم ! خیلی خانمی کردم فقط به جمله شما عادت دارید زحمات دیگران رو خار بشمارید بسنده کردم و اون طور که دلم میخواست نشستمش...

کار اموز! خود مدیر عامل از من خواهش کرد بمونم کمک کنم منم لطف کردم چون روز اول رفتم اونجا بدون سابقه کاری قبولم کردن و حالا میخواستم زیر دین نباشم وگرنه لیاقت همون کاراموزیمم ندارین لیاقت هیچی ندارین، فقط دکو پُز دارین! پول حروم خوردنم نتیجش میشه این ....

حقوق اضافه کار شوهرمو خوردین هیچی نگفت چقد مردونگی کرد تو اون شرایط سخت بودیم نزدیک عروسیمون بود شب عید از کار بیکارش کردین اونم فقط بخاطر اینکه برای کار من مشکل پیش نیاد از حقش گذشت، همکار قیبلیمو انداختین بیرون اذیتش کردین هیچی نگفت ابدارچی که برای اون شرکت مثل مادر برا بچه هاش کار میکرد اخراج کردین هرکی اونجا باهام خوب بود و دوستش داشتمو انداختین بیرون حالا هم آه اونا دامن شرکتتونو گرفت.

امیدوارم قبل ورشکستگیتون پولمو پس بگیرم و برید به جهنم. :))


بعدا نوشتم : چقدر توی کار جدیدم حس خنگی دارم.

پس کی همه چی دستم میاد اخه، از دست خودم عصبانیم!

Archive
Categories