81.شدم سر گشته ی حیرانت ای دوست
باید اعتراف کنم در برابر ادمایی که دوستشون دارم حسودم خیلیم حسودم
چند روز پیش دیدم دوستی که برام مثل خواهر عزیز بود در قالب یه استوری چقد قشنگ تولد دوستشو تبریک گفته
کاری که من سالیان سال حتی وقتی که اینستاگرام نداشت با شوق انجام میدادم و هیچوقت هیچ جوابی دریافت نکردم ، راستشو بگم برام خیلی دردناک بود.
الان 2-3 سال بهش میگم دلم تنگه میخوام بیام ببینمت... هر بار چیزی بهونه شد پارسالم دانشگاهش، حتی عروسیمم یه بهونه اورد و نیومد.
راستش اون موقع نفهمیدم که واقعا چقدر از هم دور شدیم ولی الان با گوشت و خون حسش میکنم.
واقعیت اینه که این زمونه خیلی بیرحمه و برای خیلی ها این جمله از "دل برود هر آنکه از دیده برفت" صدق میکنه، همه مثل من نیستن بشینن خاطرات شیرینشونو نشخوار کنن و فکر کنن که اون ادم خیلی عزیزه چون اون خاطراتو ساخته وتو هم براش همون ادمی و براش عزیزی، نه نیست! این یه دروغه کثیفه
واقعیت اینه تا قبل از اینکه به موفقیتی برسی همه کنارتن کم کم میذارنت کنار و اونایی براشون منفعت داری نگهت میدارن حالا این وسط توی از همه جا بیخبر فاز ازدواج هم بگیری و متاهل شی دیگه برای همیشه کنار گذاشته میشی.
دوستای خوبی داشتم از نظر خودم ولی تا پولی براشون خرج نمیکرد یا کاری براشون نمیکردم هیچوقت خبری ازم نمیگرفتن :)
الان احساس میکنم نامرئیم
راستش اگه همسرم نبود واقعا کسی رو نداشتم که ادعا کنم کسی کنارمه رفیقی دارم یا حتی ادم خوبیم
بنظرم اطرافیان هستن که به ادم موجودیتت میدن، وباز هم خداروشکر که دارمش
ولی من ناراحت شدم و حس میکنم دلم شکسته :( حس مسخره ای دارم . انگاری یک تنه کل رفاقتمون رو برد به قهقرا...
شوهرم مریضه، بابام مریضه، ولی من تو دوره ازمایشیمم و بی تفاوت به هر چیزی باید مثل ربات 6:30 صبح پاشم شال و کلاه کنم و راهی محل کار بشم.
زندگی یکنواخت و بیریخت ! ارزوم این بود سرکار خوبی برم ولی ارزوم نبود از زندگیم لذت نبرم! رفیق بدرد بخور نداریم شوهرمم مثل منه! خواهرام پی زندگی خودشون برادرشوهرم اینا هم.
واقعیت اینه ما دونفر فقط همدیگه و نهایت پدر مادرامونو داریم .